مگان مکدونالد، نویسنده مجموعه «جودی مودی» اولین نوشتهاش را در ۱۰ سالگی در روزنامه مدرسهاش منتشر کرد. وی تا به حال بیش از ۱۰ کتاب برای کودکان نوشته که ماجراهای آنها را اغلب از خاطرات دوران کودکیاش الهام گرفته است.
در این مجموعه جودی مودی همواره تلاش میكند بر برادرش استینك پیروز شود و جایگاهش را در خانه و مدرسه و بین دوستانش محكم نموده و مورد توجه دیگران قرار گیرد، اما همیشه با مشكلاتی روبهرو میشود. به همین خاطر گاهی كارآگاه می شود، گاهی دكتر، گاه دور دنیا میرود، گاه پیش گویی میکند و گاهی مشهور میشود..
آشنا نبودن با کتابهای جودی از آن کمبودهایی است که متخصصان معتقدند بر اثر آن «نصف عمرتان بر فنا خواهد بود».
قسمتی از کتاب:
«درست همان موقع، مامان که داشت چکمههای لاستیکیاش را با عجله پایش میکرد، از اتاق مخصوص ماشین لباسشویی بیرون آمد.
جودی خط کشش را به طرف انباری زیر شیروانی گرفت و گفت: «شبح!»
استینک نفسزنان گفت: «سفینه فضایی!»
جودی برای اینکه عقب نماند، گفت: «سوپر سنجاب! گوزن!»
استینک به سکسکه افتاد: «حمله... مریخیها!»
جودی تندی گفت: «فرود اضطراری!»
استینک سرش را تکان داد: «آره، روی سقف!»
مامان گفت: «توفان است. باد حسابی گرد و خاک به پا کرده. بابا همین الان رفته بیرون و دارد سقف را وارسی میکند.» بعد بارانی کوتاهش را پوشید و چترش را برداشت و گفت: «بچهها، شما همین جا بمانید تا من هم بروم بیرون و نگاهی بیاندازم.» و از در پشتی بیرون رفت. همین که در باز شد، یک عالمه برگ خیس وارد آشپزخانه شد...»
خرید کتاب جودی دکتر می شود
جستجوی کتاب جودی دکتر می شود در گودریدز
معرفی کتاب جودی دکتر می شود از نگاه کاربران
کتاب های مرتبط با - کتاب جودی دکتر می شود
در این مجموعه جودی مودی همواره تلاش میكند بر برادرش استینك پیروز شود و جایگاهش را در خانه و مدرسه و بین دوستانش محكم نموده و مورد توجه دیگران قرار گیرد، اما همیشه با مشكلاتی روبهرو میشود. به همین خاطر گاهی كارآگاه می شود، گاهی دكتر، گاه دور دنیا میرود، گاه پیش گویی میکند و گاهی مشهور میشود..
آشنا نبودن با کتابهای جودی از آن کمبودهایی است که متخصصان معتقدند بر اثر آن «نصف عمرتان بر فنا خواهد بود».
قسمتی از کتاب:
«درست همان موقع، مامان که داشت چکمههای لاستیکیاش را با عجله پایش میکرد، از اتاق مخصوص ماشین لباسشویی بیرون آمد.
جودی خط کشش را به طرف انباری زیر شیروانی گرفت و گفت: «شبح!»
استینک نفسزنان گفت: «سفینه فضایی!»
جودی برای اینکه عقب نماند، گفت: «سوپر سنجاب! گوزن!»
استینک به سکسکه افتاد: «حمله... مریخیها!»
جودی تندی گفت: «فرود اضطراری!»
استینک سرش را تکان داد: «آره، روی سقف!»
مامان گفت: «توفان است. باد حسابی گرد و خاک به پا کرده. بابا همین الان رفته بیرون و دارد سقف را وارسی میکند.» بعد بارانی کوتاهش را پوشید و چترش را برداشت و گفت: «بچهها، شما همین جا بمانید تا من هم بروم بیرون و نگاهی بیاندازم.» و از در پشتی بیرون رفت. همین که در باز شد، یک عالمه برگ خیس وارد آشپزخانه شد...»
خرید کتاب جودی دکتر می شود
جستجوی کتاب جودی دکتر می شود در گودریدز